جواهرات سلطنتی ایران در گذر زمان

همراه سارازی شوید تا سری به یکی از متفاوت‌ترین و جذاب‌ترین موزه های ایران، خزانه جواهرات ملی در تهران بزنیم و به تماشای گنجینه‌های منحصر به فرد و رویایی آن بنشینیم. خزانه‌ای که تعدادی از برترین جواهرات ایران و جهان را در خود جای داده است و به نام موزه جواهرات ملی نیز شناخته می‌شود. همراه‌مان شوید تا به گوشه و کنار این موزه جذاب سرک بکشیم و از اسرار پشت پرده ساخت جواهرات آن برای‌تان بگوییم. اگر هم به دنبال ساعت کار موزه جواهرات ملی در تهران باشید یا بخواهید در مورد قیمت بلیط موزه جواهرات ملی اطلاعات به‌روزی به دست بیاورید، می‌توانید از این مطلب کمک بگیرید.
از آنجایی که عکسبرداری از خزانه جواهرات ملی امکان پذیر نیست، متاسفانه تصویر با کیفیتی از محیط این مجموعه و جواهرات داخلی آن وجود ندارد.

چرا بازدید از خزانه جواهرات ملی؟
1- تعدادی از برترین، باارزش‌ترین و زیباترین جواهرات ایران و دنیا را در خود جای داده است.
2- در این خزانه می‌توانید از الماس دریای نور -بزرگترین الماس صورتی دنیا-، الماس نورالعین، تاج کیانی، تخت نادری، تخت طاووس، کُره جواهرنشان، الماس‌های زرد، سیاه و سرخ، بزرگترین لعل دنیا و بسیاری جواهرات دیگر دیدن کنید.
3- با بازدید از این خزانه می‌توانید نمونه‌های منحصربه‌فردی از هنر جواهرسازی، مرصع کاری و طلاسازی هنرمندان ایران و جهان را به تماشا بنشینید.

آشنایی با خزانه جواهرات ملی

امروز قرار است به سراغ خیابان فردوسی تهران برویم و سری به یکی از منحصربه‌فردترین ساختمان های شهر بزنیم. جایی که خود ساختمان جذابیت خاصی ندارد اما چیزی که درون آن مخفی شده، آن را بسیار ویژه کرده است. ساختمان بانک مرکزی ایران که میزبان خزانه جواهرات ملی و گنج پنهان ایران زمین است. گنجینه‌ای بی همتا از طلا و جواهرات بسیار زیبا که یکی از بزرگترین و ارزشمندترین مجموعه های طلا و جواهرات در تمام دنیا محسوب می‌شود. جواهراتی که طی قرن‌ها در کنار هم گرد آمده و این مجموعه بی‌بدیل و تماشایی را ساخته‌اند و شما را در تلالو زیبایی شان غرق می‌کنند. این جواهرات به اندازه‌ای ارزشمند هستند که به عنوان پشتوانه پول ملی ایران (1) نیز انتخاب شده‌اند و بهایی ندارند. درست خواندید؛ بهایی ندارند چرا که تعدادی از گوهرهایی که در این مجموعه نگهداری می‌شود در جهان بی نظیر و یگانه هستند و هنوز قیمتی برای آنها تعیین نشده است.

حال همراه سارازی شوید تا تعدادی از برترین جواهرات این مجموعه را به شما معرفی کنیم و غرق در تماشای شکوه آنها شویم.

*پیش از شروع گردش‌مان باید این موضوع را درنظر بگیریم که این محل برخلاف نامی که بین مردم شهرت پیدا کرده، موزه نیست و خزانه جواهرات ملی‌ست. توجه داشته باشید که این مکان با تمام موزه‌هایی که تاکنون دیده‌اید تفاوت دارد و در زیرزمین بانک مرکزی، در گاوصندوقی بزرگ قرار گرفته است. بازدید از خزانه جواهرات ملی قوانین سفت و سختی دارد که برای اطلاع از آنها حتما و حتما نیاز است بخش اطلاعات و قوانین بازدید را بخوانید.*

گنج‌های خزانه جواهرات ملی

خزانه جواهرات ملی گنجینه‌ای بی نظیر و تماشایی از طلا و جواهرات ایران زمین را در خود جای داده است. بدون هیچ توضیح اضافی به سراغ برترین، زیباترین و گرانقیمت‌ترین گنجینه‌های این خزانه می‌رویم.

الماس دریای نور

باشکوه‌ترین، زیباترین و باارزش‌ترین گوهر خزانه جواهرات ملی، الماس دریای نور است؛ الماسی گلبهی رنگ که بزرگ‌ترین الماس صورتی رنگ جهان به شمار می رود و با 182 قیراط وزن، یکی از بزرگ‌ترین الماس‌های شناخته شده جهان نیز محسوب می‌شود. البته گفته شده است این الماس قبل از تراش، بیش از این وزن داشته و یکی از کمیاب‌ترین (صورتی، کمیاب‌ترین رنگ در میان رنگ‌های الماس است) و استثنایی‌ترین رنگ‌ها را در میان دیگر الماس‌های دنیا دارد. الماسی با تاریخچه‌ای افسانه ای که هر بیننده‌ای را محو زیبایی خود می‌کند.

الماس دریای نور تا زمان ناصرالدین شاه در میان یکی از بازوبندهای سلطنتی به زیبایی می‌درخشید؛ اما از این دوره به بعد، که استفاده از بازوبند منسوخ شد، به صورت پیش‌کلاهی دلفریب درآمد. قابی زرین با طرح هایی از شیر و خورشید و تاجی مرصع همراه با 457 قطعه الماس ریز و چهار قطعه یاقوت، این الماس صورتی را در میان گرفته‌اند. الماس برلیان دریای نور از دو طرف تراش خورده و تمام سطوح آن صاف و یکنواخت است؛ اما در یک سمت آن عبارت «سلطان صاحبقران فتحعلی‌شاه قاجار ۱۲۴۴» دیده می‌شود.

تاریخچه الماس دریای نور

رد الماس دریای نور را می‌توان در داستان‌های اساطیری و افسانه‌ای پیدا کرد. گفته شده است که این الماس بر دسته شمشیر افراسیاب، پادشاه تورانی می‌درخشیده و بعد از جنگ رستم با تورانیان به دست او می‌افتد. اما بعدها در زمان حمله امیر تیمور به غارت می‌رود و به دست محمدشاه هند می‌رسد.

جدا از این افسانه‌ها و داستان‌ها، اولین جایی که در تاریخ می‌توان به اطلاعاتی در مورد الماس دریای نور دست پیدا کرد، در جنگ نادرشاه افشار با هند در سال 1793 میلادی (1172 خورشیدی) است. بر اساس روایت‌های مختلف آمده است که این الماس پس از قتل نادرشاه، به نوه او رسید و بعد از آن امیرعلم خان خزیمه، توانست آن را مال خود کند. محمدحسن خان قاجار، لطفعلی خان زند و آغامحمدخان قاجار افراد بعدی بودند که برای مدتی الماس دریای نور را در اختیار داشتند. زمانی که این الماس به دست ناصرالدین شاه رسید برای آن تولیت مخصوصی قرار دارد و اعتقاد داشت این جواهر یکی از گوهرهای تاج کوروش بوده است.

الماس دریای نور در زمان حکمرانی محمدعلی شاه و هنگامی که او از مشروطه‌خواهان شکست خورده بود به سفارت روسیه انتقال داده شد. خوشبختانه مشروطه‌خواهان توانستند این جواهر را پس بگیرند. سرانجام ماجراجویی‌های این الماس باشکوه در خزانه ملی ایران به پایان رسید و از آن به بعد به عنوان یکی از پشتوانه‌های ریال ایران مورد استفاده قرار گرفت.

کره جواهرنشان

دیگر گنج ارزشمند موزه جواهرات ملی، کره زمین جواهرنشانی ست که در انتهای سالن خزانه از بازدیدکنندگان دلبری می‌کند. کره زمینی بزرگ که با هر چیزی که تا به حال دیده‌اید، فرق دارد و حجم طلا و جواهر به کار رفته در آن، شما را برای لحظاتی مبهوت می‌سازد. این کره در سال 1291 هجری قمری (1253 خورشیدی) به دستور ناصرالدین شاه و با همت گروهی از جواهرسازان ایرانی ساخته شد و سرپرستی ساخت آن را ابراهیم مسیحی برعهده داشت. آقای مسیحی از جواهرات پیاده ای (1) که در خزانه سلطنتی موجود بود استفاده کرد و کره جواهرنشان را با کمک همکارانش ساخت. در این کُره دریاها به وسیله زمرد و خشکی‌ها به وسیله یاقوت تزیین شده‌اند و کشورهای ایران، انگلستان و آسیای جنوب شرقی با نگین‌های سفید الماس، هندوستان با یاقوت روشن، آفریقای مرکزی و جنوبی با یاقوت کبود در میان دیگر مکان‌ها می‌درخشند. کوه دماوند با یاقوت درشتی مشخص شده و در مکان فعلی شهر تهران یاقوت معروفی به نام "اورنگ زیب" قرار گرفته است.

مشخصات کره جواهرنشان

این کره تقریبا 66 سانتی متر قطر دارد و روی پایه‌هایی تماما طلایی و آراسته به جواهر، جای خوش کرده است. وزن خالص طلای مورد استفاده در آن 34 کیلوگرم است و وزن جواهراتش نیز به 3656 گرم می‌رسد. تعداد کل جواهرهای نصب شده روی این کره نیز 51366 قطعه است.

تاج کیانی

شی دیگری که چشم شما را در زمان گردش در تالار خزانه می‌گیرد و به دنبال خود می‌کشاند، تاج پر زرق و برق کیانی ست. تاجی که در سال 1212 ه.ق. (1177 خورشیدی) به دستور فتحعلی شاه ساخته شد و مورد استفاده دیگر شاهان قاجار نیز قرار گرفت. این تاج برای اولین بار بعد از فروپاشی ساسانیان، به شکل تاج‌های آن دوره ساخته و با سنگ‌های قیمتی الماس، زمرد، یاقوت و مروارید آراسته شد. جقه‌ها و کنگره‌های مختلف روی تاج، زینت بخش آن شدند و بر زیباییش افزوده‌اند. اگر ارتفاع جقه‌های تاج را در نظر نگیریم بلندی تاج به 32 و عرضش به 19.5 سانتی متر می رسد. از آنجایی که رضاشاه تمایلی نداشت تا این تاج ،که مورد استفاده قاجاریان بود، را در مراسم تاجگذاری بر سر بگذارد، دستور داد تا تاج کیانی برای همیشه به خزانه جواهرات انتقال پیدا کند.

تاج پهلوی

از معروف‌ترین تاج‌های موجود در خزانه جواهرات ملی، تاج پهلوی ست که به دستور رضاشاه ساخته شد و در مراسم تاجگذاری او و فرزندش محمدرضاشاه، بر سر آنها نشست. تاجی که در سال 1304 توسط گروهی از زبده‌ترین جواهرسازان ایرانی ساخته شد.

اگر در جزئیات تاج پهلوی دقت کنید، بدنه‌ای از جنس طلا و نقره می‌بینید که با الماس‌های برلیان بسیار اعلا، تخمه‌های درشت زمرد، یاقوت کبود و مروارید آراسته شده‌اند. کلاه تاج از مخمل قرمز است و روی قبه آن زمردی درشت به چشم می‌خورد. در چهار طرف تاج، کنگره‌هایی پله پله به سبک تاجِ شاهان ساسانی دیده می‌شود و زیرِ کنگره جلویی آن، الماس درشت زرد رنگی قرار دارد که با شعاع‌هایی از جنس الماس در اطراف آن، شکلی از خورشید به وجود آمده است.

گوهرهایی که در این تاج مورد استفاده قرار گرفته‌اند در مجموع شامل ۳۳۸۰ قطعه الماس، ۵ قطعه زمرد، ۲ قطعه یاقوت کبود و ۳۶۸ حبه مروارید می‌شود. به طور کلی وزن تاج با حساب کلاه مخملی داخل آن به 444 مثقال یا دو کیلو و هشتاد گرم می‌رسد.

نیمتاج نورالعین

از باشکوه‌ترین نیمتاج‌های موجود در گنجینه خزانه جواهرات ملی، نیمتاج نورالعین است که برای فرح پهلوی، همسر سوم محمدرضاشاه ساخته شد. این نیمتاج که کار ظریف و زیبای جواهرساز معروف نیویورکی، هری وینستون است، در سال 1338 خورشیدی در مراسم عروسی فرح دیبا بر سر وی گذاشته شد. نیمتاجی که الماس صورتی کمیابی بر بالای آن می‌درخشد و گفته میشود بخشی از الماس مشهور دریای نور است. این نیمتاج روی پایه‌ای پلاتینی قرار گرفته و با الماس‌های زرد، سفید و صورتی تزئین شده است.

داستان جالبی که در مورد نیمتاج نورالعین وجود دارد به سال 1344 و زمان بررسی جواهرات ملی توسط چند دانشمند کانادایی باز می گردد. آنها در تحقیق‌های خود به نوشته‌های تاورنیه -سیاح و جواهرشناس معروف فرانسوی- بر می‌خورند که در کتاب خود نامی از الماسی صورتی رنگی به وزن 242 قیراط آورده و اشاره می‌کند این الماس را در سال 1642 میلادی در شرق دیده است. او در توصیف خود از این الماس از آن با نام الماس یا لوح بزرگ جواهرنشان (Grand Table Diamante) یاد می‌کند. این توصیف‌ها باعث می‌شود توجه دانشمندان کانادایی به الماس‌های دریای نور و نورالعین جلب شود و به بررسی ویژگی آنها بپردازند. دانشمندان بعد از تحقیقات‌شان به این نتیجه رسیدند که الماس دریای نور و نورالعین در اصل یک قطعه الماس بودند که بعدا به دو تکه تقسیم شدند و قطعه بزرگتر، دریای نور و قطعه کوچکتر، نورالعین نام گرفته است.

جقه نادری

جُقه نادری از مشهورترین جواهرات ایران محسوب می‌شود و در قرن دوازدهم هجری قمری ساخته شده است. اثری با زمردی درشت و خوشرنگ در میان، که الماس‌ها و زمردهای دیگر آن را در آغوش گرفته و جواهری نفیس و اعلا به وجود آورده‌اند. هنر سازنده جقه تنها در استفاده از الماس و زمرد برای ساخت آن محدود نمی‌شود؛ او برای هرچه باشکوه‌تر کردن اثر هنری خود، از سه آویز زمرد سبز اَمرودی در زیر جقه نیز استفاده کرده است. قسمت بالایی جقه نیز به هفت شقه تقسیم شده و در دو سمت هر شقه، دو ریسه از برگ و گل الماس نشان به چشم می‌خورد. روی نوک شقه‌ها نیز دو آویز زمرد بسیار اعلای سعیدی اَمرودی نصب شده است که ذوق و سلیقه سازنده را به رخ می‌کشد. بر بالای زمرد درشت میانی نیز، هلالی الماس نشان و بر پایین آن در دو طرف، اشکالی به صورت درفش، طبل، لوله توپ و سرنیزه دیده می‌شود. پارچه درفش نیز با سه ردیف یاقوت، الماس و زمرد کمرنگ تزیین شده است تا تجمل این جقه را به حد اعلا برساند. در کنار اینها الماس‌های فلامک ریز و درشت که در ساخت جقه به کار رفته اند، بر زیبایی این اثر یگانه افزوده‌اند.

تخت نادری

در زمان گردش‌تان در سالن خزانه جواهرات، هنگامی که به انتهای سالن می‌رسید صندلی جواهرنشانی با زرق و برقی خاص، تمام توجه شما را به خود جلب می‌کند. این صندلی که تخت نادری نام دارد، به دستور فتحعلی شاه قاجار و با همت جواهرسازان و صنعتگران ایرانی ساخته شده است. تختی مرصع و میناکاری شده که 22 هزار قطعه سنگ و جواهر قیمتی، آن را به شکلی بدیع آراسته‌اند و از آنجایی که تختی به مانند این در زیبایی و ارزش وجود ندارد، نادر (به معنای کمیاب) نام گرفته است. گفته می‌شود فتحعلی شاه به هنگام اردوکشی به سلطانیه زنجان، دستور ساخت این تخت را داده بود و سازندگان برای اینکه بتوانند آن را راحت‌تر حمل کنند، این صندلی را در 9 قطعه مجزا ساختند. هرچند از این تخت تنها در سفرهای پادشاه استفاده می‌شد و باقی اوقات در کنار تخت طاووس در تالار سلام در کاخ گلستان جای خوش می‌کرد. البته بعدها در زمان پهلوی تخت نادری از کاخ گلستان به گنجینه جواهرات سلطنتی بانک مرکزی منتقل شد و آخرین باری هم که این صندلی مورد استفاده قرار گرفت زمان تاجگذاری محمدرضاشاه پهلوی در تاریخ چهارم آبان ماه ۱۳۴۶ خورشیدی بود.


ویژگی‌های تخت نادری

شکل، ترکیب و تزیینات تخت نادری از دیگر تخت مشهور دوره قاجار، یعنی تخت طاووس زیباتر و چشمگیرتر است. پشت اندازی که برای این تخت دوخته شده است، نقشی از ترنج و جواهرات درشت و کوچک دارد که به زیبایی تخت اضافه می‌کند. در دو سمت این پشت انداز نقش دو اژدهای پیچ خورده یا سمندر دیده می‌شود که سرشان به شکل عقاب یا طوطی درآمده است و قصد دارند قدرت فردی که روی آن نشسته را به رخ بکشد. دیواره عمودی پله اولِ تخت، با نقش شیری برجسته تزیین شده و بر زیبایی و ابهت صندلی افزوده است. تزیین دیگری که در قسمت داخلی توجه شما را به خود جلب می‌کند، نقش دو طوطی میناکاری شده داخل ترنج‌های اسلیمی مشبک است.

تخت طاووس

گنجینه مجلل دیگری که در خزانه جواهرات ملی می‌توان سراغ آن را گرفت، تخت عظیم و معروف تخت طاووس یا تخت خورشید است. این تخت در سال 1216 هجری قمری (1180 خورشیدی) به دستور فتحعلی شاه ساخته شد و نظام الدوله محمدحسین خان صدر اصفهانی -فرمانفرمای اصفهان- کار ساخت آن را برعهده گرفت. از آنجایی که بر صدرِ تخت نقش خورشیدی مرصع نشان، جلوه‌ نمایی می‌کند، این تخت به نام تخت خورشید خوانده می‌شد اما بعدها به مناسبت ازدواج فتحعلی شاه با طاووس تاج الدوله به نام تخت طاووس شهرت پیدا کرد.

البته برخی ایرانی‌ها به دلیل شبیه بودن نام این تخت به تخت افسانه‌ای طاووس هند (1) فکر می‌کردند که این تخت همان است؛ اما پژوهش‌های بعدی نشان داد که این اثر منحصر به فرد به دستور فتحعلی شاه ساخته شده است و ارتباطی به تخت طاووس نادری ندارد. فتحعلی شاه از این تخت در زمان بار عام (حضور مردم به پیشگاه شاه) و دیدار با وزرا، سفرا و مسئولان خارجی استفاده می‌کرد و بر بالای آن می‌نشست تا بتواند به این وسیله شکوه و عظمت شاهنشاهی خود را به رخ‌شان بکشاند.

بعد از مرگ فتحعلی شاه، ناصرالدین شاه دستور داد تا تعمیرات و تغییراتی در تخت صورت بگیرد و اشعاری با مضمون نحوه ساخت تخت روی آن نوشته شود. از این تخت تا سال 1360 در تالار کاخ گلستان نگهداری می‌شد؛ اما در تاریخ هفدهم شهریور ماه همین سال به خزانه جواهرات بانک مرکزی انتقال پیدا کرد تا پازل جواهرات سلطنتی در این خرانه کامل‌تر شود.

تاج شهبانو و گردنبند تاجگذاری

از دیگر تاج‌های سلطنتی مشهور خزانه جواهرات ملی ایران، تاجی ست که در زمان تاجگذاری فرح پهلوی بر سر او گذاشته شد و تنها توسط او مورد استفاده قرار گرفت. داستان ساخت این تاج به این صورت است که محمدرضاشاه بعد از اعتراض‌های دهه 40 تصمیم به اجرای برنامه های اصلاحی در قالب انقلاب سفید زد. یکی از اقدامات او در قالب این انقلاب، اعطای آزادی به زنان ایرانی بود و بر همین اساس، در حرکتی نمادین تصمیم گرفت تا مراسمی برای تاجگذاری همسر خود، فرح دیبا، ترتیب دهد. امری که تا پیش از این هرگز انجام نشده بود و همسران شاهان ایران هیچگاه تاجگذاری نکرده بودند. این تاجگذاری نیاز به تاجی درخور داشت و به همین جهت از شرکت جواهرسازی فرانسوی "ون کلیف و آرپلز" خواسته شد تا این کار را به طرز شایسته‌ای به انجام برسانند. بر اساس سنت تاریخی برای ساخت تاج می‌بایست از سنگ‌ها و جواهرات موجود در خزانه سلطنتی استفاده می‌شد و از طرفی دیگر از آنجایی که امکان خارج کردن جواهرات سلطنتی از ایران وجود نداشت، شرکت فرانسوی مجبور شد تا برای ساخت تاج، به ایران بیاید. ساخت این تاج شش ماه طول کشید و به یکی از زیباترین تاج‌های ایران بدل شد.



ویژگی‌های تاج شهبانو

تاج فرح پهلوی قابی از طلای سفید دارد و با کلاه مخملی سبزرنگی پوشیده شده است. تزیین آن به وسیله ۳۶ زمرد سبز، ۱۰۵ مروارید، ۳۴ یاقوت سرخ، ۲ اسپینل و ۱۴۶۹ قطعه الماس انجام شده و یک زمرد سبز رنگ 92 قیراطی در جلوی تاج، شکوه خاصی به آن بخشیده است. فرح دیبا چنان که در کتاب خاطرات خود نوشته است این تاج را بسیار زیبا و در عین حال بسیار سنگین توصیف می‌کند و وزن آن را در حدود دو کیلوگرم می‌داند.

گردنبند تاجگذاری فرح پهلوی

از دیگر جواهرات مورد استفاده فرح پهلوی در مراسم تاجگذاری‌اش، گردنبند زیبا و زمردنشانی بود که بعدها به نام گردنبند تاجگذاری شهرت پیدا کرد. این گردنبند نیز مانند تاج شهبانو، ساخت دست جواهرسازهای ماهر شرکت فرانسوی ون کلیف اند آرپلز است و در مراسم تاجگذاری وی مورد استفاده قرار گرفت.

ویژگی‌های گردنبند تاجگذاری

جنس بدنه گردنبند از جنس طلا و پلاتین است و در میانه آن زمردی بزرگ و تراش خورده، توجه را به خود جلب می‌کند. این زمرد بزرگ با زمردهای کوچک‌تر و مرواریدهای یک شکل در اطراف، تزئین شده است و الماس‌های سفید کوچکی، این زمردها را در میان گرفته‌اند. در آخر نیز الماس‌های زردی را می‌بینید که درست بر بالای زمرد بزرگ خودنمایی می‌کنند و جلال گردنبند را به حد اعلای خود رسانده‌اند.

کمربند زرین

کمربند زرین دیگر جواهر مشهور موزه جواهرات ملی ست که در بازدیدمان به سراغ آن رفته‌ایم. کمربندی که از بند زربافتی به طول 119 سانتی متر تشکیل شده و با قطعه زمردی بیضی شکل و منحصربه‌فردی به وزن 176 قیراط، درخششی دوچندان پیدا کرده است. این قطعه زمرد خود به 60 قطعه الماس برلیان و 145 قطعه الماس فلامک آراسته شده و برقی خیره کننده به کمربند داده است. دستور ساخت این کمربند زرین به مانند کره جواهرنشان توسط ناصرالدین شاه داده شده و توسط او در مجالس مختلف مورد استفاده قرار می‌گرفت.

گردنبند الماس و زمرد

گردنبد الماس و زمرد، یکی دیگر از جواهرات زیبای مجموعه است که پایه ای از نقره دارد و روی آن سنگ های زینتی و گرانبهایی چون زمرد و الماس به چشم می‌خورد. بزرگ‌ترین زمردی که در ساخت این گردنبند به کار رفته 10 قیراط وزن دارد و به نظر می‌رسد به قمرالسلطنه- از شاهزادگان قاجار و دختر فتحعلی شاه- تعلق داشته است. حال اگر کمی در جزئیات این گردنبند زمرد و الماس دقیق‌تر شویم، در اطراف هر زمرد قابی از طلا و سپس الماس را می‌بینیم که آنها را در میان گرفته‌ و باعث جلوه بیشترشان شده‌اند.

آفتابه لگن سلطنتی

شاید اگر بشنوید آفتابه لگن هم جزوی از جواهرات سلطنتی ست تعجب کنید؛ اما اگر این اثر را از نزدیک ببینید، متوجه تزئینات اثر و جواهرات به کار رفته در ساخت آن می‌شوید و تایید می‌کنید که چرا این اثر باید در خزانه جواهرات سلطنتی قرار بگیرد. قدمت این آفتابه و لگن سلطنتی، به مانند بسیاری از جواهرات موجود در مجموعه، به دوره قاجار باز می‌گردد و در زمان صرف ناهار یا شام، مورد استفاده بزرگان قاجار قرار می‌گرفته است.



ویژگی‌های آفتابه لگن سلطنتی

هر دو بخش آفتابه و لگن از طلای خالص تهیه و هر کدام با سنگ‌هایی مانند مینا، زمرد، یاقوت و اسپینل پوشانده شده‌اند. به جزئیات لگن که دقت کنید زمردی درشت را می‌بینید که در میانه آن خودنمایی می‌کند. روی آفتابه نیز دو سنگ بزرگ بیشتر از دیگر جواهرات به چشم می‌آیند که یکی از آنها یاقوتی به وزن 22 قیراط و دیگری زمردی به وزن 30 قیراط است.

شمشیرها، خنجرها و سپرهای مجموعه خزانه جواهرات ملی

در میان اشیا و آثار گوناگون خزانه جواهرات ملی شمشیرها و سپرهای جواهرنشان جایگاه ویژه‌ای دارند و در مراسم‌های مختلف مورد استفاده شاهان، درباریان و شاهزادگان قرار می‌گرفتند. در این قسمت سعی داریم تا تعدادی از مهمترین آنها را به شما معرفی کنیم و با ویژگی‌های‌شان آشنا شویم.

شمشیر فتحعلی شاه قاجار

از مشهورترین شمشیرهای خزانه جواهرات ملی، شمشیر فتحعلی شاه قاجار است که در بسیاری از پرتره‌های او نیز دیده می‌شود. فتحعلی شاه به این شمشیر علاقه بسیاری داشت و از آن، چه در نقش‌ها و چه در مشق‌ها استفاده می‌کرد. امری که باعث شده بود خش‌های زیادی روی دسته شمشیر به وجود آید. از ویژگی‌های منحصر به فرد این شمشیر، پره هلالی شکل آن است که قدمت ساخت این نوع پره‌ها به ایران باستان باز می‌گردد. فولادی که در ساخت این شمشیر به کار رفته است کیفیت بالایی دارد و روی آن یک کتیبه با نام فتحعلی شاه از جنس طلا با تاریخ 1213 هجری قمری دیده می‌شود. دسته و غلاف این شمشیر سلطنتی نیز با جواهراتی از جنس زمرد، یاقوت و الماس و موتیف‌هایی (نقش هنری) از گل، تزئین شده است.

شمشیر سلطنتی یا شمشیرشاهی ‏

شمشیر سلطنتی یا شاهی، دیگر شمشیر مشهور مجموعه است و به ناصرالدین شاه تعلق دارد. شمشیری که به نظر می‌رسد توسط وزیر اعظمِ ناصرالدین شاه، امین السلطان به وی اهدا و بعدها به بخشی از لباس شاهانه یا فاخرِ تاجگذاری شاهان قاجار تبدیل شد. زیبایی ارزش و شهرت این شمشیر به اندازه‌ای بود که حتی در مراسم تاجگذاری محمدرضاشاه پهلوی نیز مورد استفاده قرار گرفت. ویژگی منحصربه‌فردی که این شمشیر را از دیگر هم‌نوعان خود متمایز می‌کند، سه میله خمیده ضامن آن است که هر کدام نقشی از مار دارند و به سری الماس نشان ختم می‌شوند. طول شمشیر شاهی 1 متر است و دسته و غلافی مرصع نشان دارد. تعداد جواهرات به کاررفته در این شمشیر 300 عدد است و وجود دو عدد از بزرگترین زمردهای خزانه هر کدام به وزن 110 قیراط روی این شمشیر، بها و ارزش آن را صدچندان کرده است.

شمشیر دسته عاج

این شمشیر در زبان فارسی به نام یاتاقان نیز مشهور است و دسته‌ای ساخته شده از عاج و پره‌ای مستقیم به طول 73 سانتی متر (کوتاه‌تر از شمشیر معمولی) دارد. غلاف و دسته آن با حداقل 10 زمرد بزرگ در فواصل معین و موتیف‌هایی گل‌دار از جواهر تزیین شده است.

شمشیر نادرشاه

از شمشیرهای نفیس دیگری که در خزانه جواهرات ملی می‌توان سراغ آن را گرفت، شمشیر نادرشاه افشار است. شمشیری 1 متری که گفته می‌شود نادرشاه در حمله به هندوستان آن را همراه داشته و با آن فتح‌های بزرگ به دست آورده است. انواع گوهرها مانند زمرد، الماس‌، لعل‌ و یاقوت‌ این اثر جواهرنشان را تزیین کرده و به آن شکوه شاهانه بخشیده‌اند. تعداد الماس‌های به کار رفته در این شمشیر 850 عدد است که وزن بزرگترین آن به 20 قیراط می‌رسد. هرچند گفته شده است که خود نادرشاه از شمشیری ساده استفاده می‌کرده و بعدها این شی به دستور فتحعلی شاه مرصع شده است.

‏خنجر نگین دار

خنجر نگین دار، خنجری ست به طول 40 سانتی‌متر که اندازه‌ای بیشتر از حد معمول دارد. انتهای این خنجر تا اندازه‌ای کج شده و دسته و غلاف آن با یاقوت قرمز، الماس و زمرد آراسته شده است. بزرگترین یاقوت مورد استفاده برای تزیین این خنجر 60 قیراط دارد و کتیبه حک شده روی آن، قدمتش را به دوران فتحعلی شاه نسبت می‌دهد.

‏‏سپر نادری

از اشیای خاص خزانه جواهرات، سپر نادرشاه افشار است که در جنگ‌های مختلف از آن استفاده می‌کرد. این سپر ساخته شده از پوست کرگدن است و 46 سانتی متر قطر دارد و در ابتدا پوششی ساده داشت؛ اما بعدها مانند شمشیر نادری به دستور فتحعلی شاه قاجار مرصع شد. در مرکز این سپر یکی از بزرگترین یاقوت‌های سرخ جهان با وزن 225 قیراط را می بینید که به وسیله ستاره‌ای از ردیف‌های الماس، یاقوت و زمرد احاطه شده است.

کلاه عباس میرزا

کلاه عباس میرزا (فرزند فتحعلی شاه و ولیعهد ایران که نتوانست به پادشاهی برسد) اثر دیگری ست که در زمان بازدید از این مجموعه می‌توانید از تماشای هنر به کاررفته در ساخت آن لذت ببرید. کلاهی از پارچه اطلس و مخمل قرمز که روی آن با مروارید و پولک دوخته شده است و زمردی درشت بر بالای آن خودنمایی می‌کند.

پیش‌کلاه کیانی

این جواهر خاص، قطعه تزئینی مورد علاقه فتحعلی شاه قاجار است و در بیشتر پرتره‌های این پادشاه در جلوی تاج کیانی‌اش به همراه سه پر سیاه دیده می‌شود. در جزئیات پیش کلاه سلطنتی که دقت کنید سنگ‌های گرانقیمتی مانند الماس، زمرد، لعل و یاقوت سرخ را می بینید که روی پایه‌ای از طلای خالص جلوه گری می‌کند. در میانه این پیش‌کلاه دو زمرد بزرگ به چشم می‌خورد که با دو زمرد کوچکتر، زیبایی آن تکمیل شده است.

بازدید : 28